ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
215
تاريخ گيلان ( فارسى )
از اقتضاى قدرت قضا ، خواجه حسين در آن سرزمين وفات يافته ، به چندين حسرت و نوميدى ، از اين جهان فانى ارتحال نمود . و خواجه حسن رشتى ، به توسط على قلى خان ديوان بيگى كه خانهخواه « 1 » او بود ، استدعاى كلانترى رشت نموده ، شاه عباس كلانترى رشت را به خواجه حسن عنايت فرمود . و در سنهء لوىئيل كه طهمورث خان - حاكم گرجستان - با على قلى خان جنگ كرده ، شكست به لشكر شاه عباس رسيده بود و رايات شاهى ، به عزم انتقام گرجيان و انهدام گرجستان ، از فرحآباد مازندران ، از راه گيلان نهضت فرمود ، ميرزا تقى خان اصفهانى را كه وزير بيهپيش بود ، عزل نموده ، اوليا بيك كرد را داروغهء حساب نموده ، ميرزا محمد حسن خان صابونى را نويسندهء حساب مقرر نموده ، اصلان بيك را نيز از وزارت عزل كرده ، على قلى بيك سليمان خانى و محمد مؤمن فراهانى را به داروغگى و نويسندگى حساب سنوات اصلان بيك و عمال جزء تعيين نموده ، از اهل ملك بيهپس بهرام ميرزا - برادرزادهء خواجه حسين كلانتر سابق رشت - را كه اصلان بيك بازيافت نموده ، به جهت مطالبات ديوانى در بند داشت ، به شفاعت خواجه محمد رضا سارو خواجه ، از بند بيرون آورده ، خواجه محمد خشك بجارى نيز به صدارت و معرفى خواجه محمد رضاى سارو خواجهء فدوى ، ناظر حساب و محاسبات بيهپس شده ، و شاه عباس نسق مهمات گيلانات نموده ، روانهء مملكت گرجستان گرديدند . و مقرران و مؤديان و حسابنويسان ، مدت دو سال در گيلان بيه پس و بيهپيش مساعى موفور به تقديم رسانيدند ، اما به جائى نرسيده . بهرام
--> ( 1 ) - در اصل : خانقاه .